انواع عقود

مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معین میگردد داده شود ولی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست.
عقد عینی یعنی چه
عقود در قانون مدنی به دسته بندی های مختلفی تقسیم می گردند. یکی از انواع عقود در قانون مدنی تقسیم عقد به عقد عینی و غیر عینی است. اما عقد عینی یعنی چه؟ شرایط و ویژگی های آن چیست؟ کدام یک از عقد مذکور در قانون مدنی جزء عقود عینی هستند؟ در مقاله زیر به مفهوم عقود عینی و ویژگیهای آن می پردازیم.
عقد عینی یعنی چه؟
عقود معمولا با ایجاب (پیشنهاد) و قبول محقق می شوند و شرط دیگری برای انعقاد عقد احتیاج نیست. اما این موضوع در مورد عقود عینی صدق نمی کند. عقد عینی به عقدی گفته می شود که علاوه بر ایجاب و قبول به قبض نیز احتیاج دارد. به عبارت بهتر، در عقود عینی، فرد باید مال را قبض یا تسلم کند. در غیر این انواع عقود صورت عقد محقق نمی شود. پس در عقود عینی قبض شرط صحت عقد است. بنابراین، اگر عمل قبض از سوی طرف مقابل انجام نشود، عقد به طور صحیح واقع نمی شود.
کدام یک از عقود در قانون مدنی جزء عقود عینی هستند؟
عقود عینی شامل پنج عقد: هبه، رهن، عقد انتفاع و وقف و بیع صرف است. ذیلا به بررسی تفصیلی این عقود می پردازیم:
1- هبه:
عقد هبه از عقود معین در قانون مدنی است. یک طرف عقد هبه واخب و طرف دیگر آن متهب و مالی که مورد هبه واقع می شود عین موهوبه نام دارد. هبه با ایجاب واهب و قبول متهب واقع نمی شود. بلکه به قبض متهب نیز احتیاج دارد. عقد عینی یعنی چه
ماده 789 قانون مدنی مقرر می کند:
هبه واقع نمیشود مگر با قبول و قبض متهب اعم از اینکه مباشر قبض خود متهب باشد یا وکیل او و قبض بدون اذن واهب اثری ندارد.
2- رهن:
عقد رهن از عقود معین و مندرج در قانون مدنی است.طرفی که مالی را رهن می گذارد راهن و طرف مقابل که مال را به رهن می گیرد مرتهن و مورد رهن عین مرهونه نام دارد.
ماده 772 قانون مدنی بیان می کند:انواع عقود انواع عقود
مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معین میگردد داده شود ولی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست.
- مطالب مرتبط: مقاله رهن چه عقدی است
3- انتفاع: عقد عینی یعنی چه
عقد انتفاع عقدی است که فردی از منافع مال دیگری یا مالی که مال خاصی ندارد، استفاده می کند. عقد انتفاع به سه دسته عمری (برای مدت عمر مالک یا منتفع یا ثالث) رقبی (برای مدت معین) و سکنی (برای سکونت) تقسیم میگردد.
ماده 47 قانون مدنی در مورد عینی بودن این عقد چنین می گوید:
در حبس اعم از عمری و غیره قبض شرط صحت است.
- مطالب مرتبط:مقاله عقد انتفاع چیست
4- وقف:
عقد وقف یک عقد عینی است. به این معنا که ایجاب از طرف واقف و قبول از سوی طرف مقابل صورت می گیرد. اما باید نسبت به وقف خاص و عام تفکیک قائل شد. در وقف خاص قبول (مثلا وقف بر فرزندان) با قبول وقف از سوی طبقه اول موقوف علیهم و قبض از طرف آنها محقق می گردد. اما اگر وقف عام باشد (مثلا وقف بر فقراء باشد) با قبول و قبض متولی و یا حاکم (در فرضی که متولی نباشد قبول و قبض با حاکم است) محقق می گردد. عقد عینی یعنی چه
5- بیع صرف
مراد از بیع صرف بیعی است که در آن طلا و نقره خرید و فروش می شود. حال ممکن است در این خرید و فروش طلا در مقابل طلا و یا نقره در برابر نقره و یا طلا در برابر نقره باشد. در بیع صرف قبض شرط صحت عقد است. بنابراین اگر قبض صورت نگیرد عقد واقع نمیشود. همچنین، اگر تنها بخشی از طلا یا نقره قبض شود، عقد بیع تنها نسبت به قسمتی که قبض شده صحیح است.
نتیجه گیری مقاله
عقد عینی به عقدی گفته می شود که علاوه بر ایجاب و قبول احتیاج به قبض نیز دارد. اکثر عقود در قانون مدنی صرفا با ایجاب و قبول محقق می شوند. اما پنج دسته از عقود هستند که علاوه بر ایجاب و قبول به قبض نیز نیاز دارند. این عقود عبارتند از: هبه، رهن، عقد انتفاع و وقف و بیع صرف در عقود عینی قبض شرط صحت عقد است. بنابراین اگر قبض صورت نگیرد عقدی نیز منعقد نشده است. عقد عینی یعنی چه
برای دریافت وقت مشاوره حضوری و تلفنی به صفحه درخواست مشاوره مراجعه کنید.
برچسب ها: انواع عقود عینیبازگشت به داشبوردبیع صرف عقد عینی استبازگشت به داشبورددر عقد عینی قبض شرط صحت استبازگشت به داشبوردرهن عقدی عینی استبازگشت به داشبوردعقد انتفاع عقد عینی استبازگشت به داشبوردعقد عینیبازگشت به داشبوردهبه عقد عینی استبازگشت به داشبوردوقف عقد عینی است
عقود اسلامی
عقود اسلامی در فقه به پیمانهای دو طرفه مانند نکاح، بیع، مضاربه، مساقات و قرض الحسنه گفته میشود. این پیمانها شامل روابط مالی و غیر مالی است و از احکام امضایی به حساب میآیند. هر عقدِ معاملهای که در آن قواعد شرعی رعایت شود، میتواند به عنوان عقد اسلامی قرار بگیرد. عقود دارای تقسیمات مختلفی از جمله لازم و جایز و صحیح و فاسد است.
محتویات
مفهومشناسی
عقود اسلامی یا عقود شرعی در فقه به قرارداد دوسویه گفته شده است. [۱] آیتالله غروی اصفهانی آن را پیمانهای دو طرفه دانسته است. [۲] آیتالله خوئی نیز عقد را پیمانی بیقید و شرط و محکم تعریف کرده است. [۳] این پیمانها شامل روابط مالی و غیر مالی میشود. [۴]
عقود در فقه از جمله احکام امضایی به شمار میرود. [۵] از نگاه برخی، عقود جدید تنها در صورتی صحیح هستند که منطبق بر یکی از قراردادهای عصر معصومین باشد [۶] اما برخی دیگر معتقدند عقود جدید در صورتی که در آن مراعات قواعد شرعی بشود مورد تایید شارع است. [۷]
ارکان و شرایط
عقود دارای سه رکن است. رکن اول طرفین قرارداد، رکن دوم صیغه عقد (شامل ایجاب و قبول) و رکن سوم چیزی است که عقد بر آن شکل میگیرد مانند جنسی که در یک معامله خرید و فروش میشود. [۸]
هر یک از این ارکان، دارای شرطهای مختلف هستند. برخی از این شروط مربوط به اموری است که در واقعیت بیرونی اتفاق میافتد و برخی دیگر مربوط به موارد درونی عقد است. [۹]
از جمله شروطی که درباره دوطرف عقد گفته شده، بلوغ و عقل و اختیار [۱۰] و قصد واقعی داشتن [۱۱] ذکر شده است. ملکیت و قدرت تصرف بر مال نیز از این موارد است. [۱۲]
شرطهایی که مربوط به صیغه عقد است انواع عقود از جمله داشتن ایجاب و قبول مانند واژه خریدم و فروختم در عقد بیع [۱۳] . از نظر اکثر فقها نیازی نیست که ایجاب پیش از قبول باشد. [۱۴] همچنین نباید بین ایجاب وقبول فاصله باشد. [۱۵] گرچه برخی این شرط را قبول ندارند. [۱۶] تصریح کردن به الفاظ عقد مانند (خریدم یا فروختم) نیز از شروط صیغه عقد دانسته شده است. [۱۷] عربی بودن صیغه عقد جز در مورد عقد نکاح ضروری نیست [۱۸] اما ماضی بودن از جمله این شروط دانسته شده است. [۱۹] تنجیز که به معنای وابسته نبودن عقد به شرط یا صفتی دیگر از جملۀ شرایط صیغه عقد دانسته شده است. [۲۰]
رکن سوم عقود که در واقع عقد به خاطر آن شکل گرفته، نیز شرطهایی دارد. [۲۱] برخی از این شروط در همۀ عقود لحاظ میشود اما برخی دیگر وابسته به هر عقدی، شرط مختص به خود را دارد. [۲۲] از جمله این که مورد معامله ارزش مالی داشته باشد. [۲۳] در مواردی که عقد درباره کار خاصی مثل اجاره است باید دارای منفعت و سود باشد. [۲۴]
1- عقود معین "مسمی" و عقود نامعین "نا مسمی"
2- عقود لازم و عقود غیر لازم
3- عقود منجز و عقود معلق
4- عقود ساده و عقود مختلط
5- عقود تملیکی و عقود عهدی
6- عقود معوض وعقود غیر معوض
7- عقود آنی و مستمر
8- عقود نتیجه وی و عقود وسیلوی
9- عقود یک جانبه و عقود دوجانبه
10- عقود رضائی، عینی و تشریفاتی
11- عقود جمعی و عقود فردی
12- عقود تعاطی و عقود اذعان
1- عقود معین یا مسمی و عقود نامعین یا نامسمی:-
عقود معین :- آنست که در قانون عنوان معین دارد و قانونگذار به لحاظ اهمیت و کثرت استعمال در عرف، شرایط و آثار آنرا معین نموده است. مانند عقد بیع، رهن، اجاره، قرض، صلح، هبه و غیره
عقود نامعین:- آنست که توسط قانون به آن نام های معین داده نشده، شرایط و آثار آن نیز توسط قانون پیشبین نشده است. بلکه طرفین قرار داد در چوکات قانون میتوانند هرطوریکه خواسته باشند آنرا منعقد نموده آنرا به نام مسمی سازند. مانند عقد طبع و نشر کتاب، اقامت در مهمانخانه و غیره.
هرگاه در عقد مسمی ابهام و غموض موجود باشد، برای حل آن به قانون مراجعه میشود. اما اگر در عقد نامسمی ابهام و غموض موجود باشد برای حل آن از روش های عمومی تفسیر استفاده به عمل میآید.
در مواردیکه چندین عقد ضمن یک سند بیان میشود، عقد نا معین نبوده و از اختلاط دو یا چند عمل حقوقی معین بوجود آمده است. که در چنین حالت قواعد هر یک از عقود معین در مورد مشخص خودش اجرا میشود.
مثلا کسی به طرف معامله خود بگوید که خانه ام به توفروختم، موترم را به تو اجاره دادم و در برابر دست مزد معین آنرا میرانم.
2- عقود لازم و عقود غیر لازم یا جایز:
عقود لازم: عبارت از عقود است که انواع عقود هیچ یک از طرفین نمیتواند مطابق میل خود هر وقتیکه خواسته باشد عقد را فسخ نماید. مگر از دو طریق استثنائی ذیل
1- اقاله: معنای لغوی اقاله اقاله در لغت به معنای مسامحه ( آسان گرفتن ) امری میباشد.
معنای اصطلاحی اقاله اقاله در اصطلاح، فسخ عقد از طرف معامله کنندگان بعد از پشیمانی یکی از دو
طرف معامله و درخواست فسخ از جانب او و قبول این درخواست از طرف دیگر میباشد. بنابراین اگر یکی از
طرفین معامله – مثل مشتری – از معاملهای که کرده پشیمان شود و هیچ راهی برای فسخ عقد نداشته
باشد از بایع درخواست میکند که معامله فسخ شود و او نیز قبول کند و بیع را فسخ کند معامله فسخ
میشود که به این کار اقاله میگویند و به درخواست مشتری استقاله گفته میشود.
2- خیار: معنای لغوی خیار: خیار در لغت به معنای اختیار داشتن آمده است.
معنای اصطلاحی خیار: خیار در اصطلاح عبارت از حق فسخ معامله است که قانون به یک یا هر دو طرف معامله میدهد تا بتوانند عقد را فسخ نمایند.
به اینوع عقد، عقد لازم خیاری نیز گفته میشود.
عقود غیر لازم یا جایز: عبارت از عقود است که هر یک از طرفین هر وقتیکه بخواهد میتواند آنرا فسخ نماید مانند عقد ودیعه " ودیعه در لغت به معنای سپرده و امانت میباشد. در اصطلاح حقوقی نیز ودیعه عقدی است كه به موجب آن، یك نفر مال خود را به دیگری میسپارد تا وی آن را مجاناً نگاه دارد. ودیعه¬گذار را مودع و ودیعهگیر را مستودع یا امین میگویند "
و عاریت " آن چه بدهند و بگیرند آن چه از کسی ستانند برای رفع حاجتی و چون رفع حاجتی کنند باز دهند (تملیک منفعت است بدون بدل و عوض ) "
بعضا امکان دارد که یک عقد برای یک طرف لازمی و برای طرف دیگر جایز باشد مانند عقد رهن ( گروی ) که برای راهن (گرو دهنده) عقد لازم و برای مرتهن (گرو گیرنده) عقد جایز میباشد.
اهمیت این تقسیم بندی در مورد شناخت حدود الزام یکی از طرفین است.
3- عقود منجز و معلق:
عقد منجز: عقد است که اثر آن موقوف به امر دیگری نباشد. مثلا کسی کتاب خود را به انواع عقود کسی بفروشد و در عقد بیع قید و یا شرطی نگذارد، پس از تمام شدن عقد، بلافاصله مشتری مالک کتاب میشود.
عقد معلق: عقد است که اثر آن موقوف به امر دیگری باشد. مثلا پدری خانه خود را به فرزندش هبه میکند و شرط میگذارد که اگر دانشکده را تمام کردی خانه ام مال تو است. پس فرزند زمان میتواند مالک خانه شود که دانشکدۀ مشروطه را تمام کند.
فرق بین عقد معلق و عقد مؤجل: عقد معلق عقد است که اثر آن موقوف به امر دیگری باشد که در صورت برآورده شدن شرط، انتقال مال عقد شده صورت میگیرد. اما عقد مؤجل آنست که اثر حقوقی بطور کامل بوجود آمده ولی اجرای حکم آن الی زمان معینه به تعویق انداخته میشود.
4- عقود ساده و عقود مختلط یا مرکب:
عقود ساده: عقد است که دارای خصوصیات معین بوده و عقد مستقل شناخته میشود. مانند عقد بیع، اجاره و غیره
عقود مختلط: عقد است که از ترکیب چند عقد ساده تشکیل شود. مانند قرارداد اقامت در مهمانخانه که مخلوطی است از اجاره اشیا، اجاره اشخاص خدماتی، بیع غذا، ودیت یا نگهداری اشیای مسافر و غیره.
5- عقود تملیکی و عقود عهدی:
عقود تملیکی: عقد است که نتیجه مستقیم آن انتقال ملکیت یا حق عینی باشد. مانند عقد بیع، اجاره و غیره
عقود عهدی: عقد است که سبب ایجاد وجیبه یا تعهد یا انتقال و سقوط وجیبه میگردد، مگر برای انعقاد آن انتقال ملکیت شرط نیست. مانند عقد کار.
6- عقود معوض و غیر معوض:
عقود معوض یا غیر رایگان: عبارت از عقد است که در آن هر یک از طرفین ازجانب مقابل چیزی را حاصل مینماید. مانند عقد بیع، اجاره، رهن، کرایه و غیره
انواع عقد معوض یا غیر رایگان: عقد غیر مجانی به دو دسته تقسیم شده است!
1- عقد غیر رایگان یقینی: عبارت از عقد است که هر یک از طرفین در حین انعقاد عقد میدانند که چه چیز را در عوض آنچه پرداخته است بدست میآورد. مانند عقد خرید و فروش.
2- عقد غیر رایگان احتمالی: عبارت از عقد است که یکی از طرفین در حین انعقاد عقد آگاهی کامل نمیداشته باشد که آیا در مقابل آنچه که عوض پرداخته است، چیزی را بدست میاورد یا خیر و یا هم اگر بدست میاورد در مورد مقدار و اندازه آن معلومات کامل نمیداشته باشد و معمولا به تصادف و احتمال گذاشته میشود.
ارزیابی ساختار تسهیلات اعطایی در قالب عقود اسلامی بر عملکرد سیستم بانکی
با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد میشود که در اعطای تسهیلات توسط شبکه بانکی توازنی بین انواع عقود به وجود آید.
تأثیر توزیع تسهیلات بانکی بر رشد اقتصادی ایران؛ با تأکید بر عقود مشارکتی و مبادلهای
ضریب شاخص توزیع تسهیلات بانکی (مبادلهای به مشارکتی) در کوتاهمدت و بلندمدت مثبت و معنادار حاصل شده که نشاندهنده اثر مثبت عقود مبادلهای بر رشد اقتصادی است.
وکالت در بانکداری بدون ربا؛ کاربردها و چالشها
چالش های بانکداری بدون ربا
بانکهای ایرانی به سمت اسلامی شدن، جهتگیری و حرکت کرده و زحمات زیادی نیز برای آن کشیده شده است ولی تا اسلامی شدن کامل بانکها راه نپیموده زیادی داریم.
عقود جذاب برای بانکهای ایران
آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد در سال ۹۷ بانکهای دولتی تمایل بیشتری به وامدهی با سود ثابت داشتند و بانکهای خصوصی تمایل به عقودی داشتند که سود ثابت نداشته باشد.
عقد لازم و جایز به چه معناست؟
عقود از جهت امکان و عدم امکان فسخ، به عقد لازم و جایز تقسیم میشوند. عقد لازم، قراردادی است که طرفین معامله حق فسخ آن را ندارند مگر در موارد مشخصی که به آنها اجازه داده شده است.
عقود جذاب برای نظام بانکی
آمارهای بانک مرکزی انواع عقود نشان میدهد در سال ۹۷ بانکهای دولتی تمایل بیشتری به وامدهی با سود ثابت داشتند و بانکهای خصوصی تمایل به عقودی داشتند که سود ثابت نداشته باشد.
اقتضای عقود در بانکداری اسلامی
به نظر میرسد در نظام مالی اسلامی، با توجه به مرکزیت عقد مشارکت و از طرفی محدودیتهای بانکداری متعارف برای اجرای عقد مشارکت، باید به بازار مالی ( بازار پول و بازار سرمایه) به شکلی کلی توجه کرد.
آشنایی با انواع شروط ضمن عقد در معاملات و قراردادها
توافقی که افراد ضمن عقد میکنند، گاهی تابع عقد اصلی و تبعی بوده و گاه مستقل از آن آمده است. حال در اینجا این پرسش مطرح است که شرط ضمن عقد باید چه شرایطى داشته باشد؟ آیا هر تعهد و قرارداد فرعى که در یک قرارداد اصلى مندرج مىشود، لزوماً باید شرایط اساسى صحت معامله را داشته باشد؟
استانداردسازی عقود بانکی بر حسب موازین شرعی
در نظام بانکی بدون ربا در ایران، شاخصهای مشخصی برای سنجش مشروعیت قراردادها وجود ندارد. بنابراین لازم است شاخصها و استانداردهای کلیدی از کاربردهای کلی و مصداقی ضوابط و قواعد فقهی با هدف ارزیابی میزان انطباق قراردادهای بانکی با شریعت استخراج و معرفی شود.
مرابحه جایگزین فروش اقساطی، جعاله و مضاربه
عقد مرابحه از این ظرفیت برخوردار است که جایگزین سه عقد فروش اقساطی، جعاله و مضاربه شود و از این مسیر امکان سادهسازی معاملات بانکی و اجرای بهتر بانکداری بدون ربا را فراهم کند.
پیچیدگیها و چالشهای عملیات حسابداری انواع عقود در نظام بانکی
امروزه برای نظارت بیشتر بر عملیات حسـابداری و حسـابرسی بنگـاهها و مؤسسـات مـالی و اقتصادی، استانداردهاي ایجاد و انتشار گزارشهای مالی و حسابداری تدوین و اعلام میگردد.
فلسفه اعتبارات اسنادی داخلیِ ریالی
پای عقود مرابحه و استصناع به حوزه اعتبارات اسنادی باز شد تا هم اعطای اعتبار با استفاده از اعتبارات اسنادی شرعی شود و هم مبنایی برای تخصیص سود ناشی از این عملیات به سپردهگذاران پیدا شود
عمل به عقود اسلامی دغدغه شبهات شرعی را رفع می کند+ فیلم
سپردههای قرضالحسنه نزد شبکه بانکی پولهای مالکیتی بانکها محسوب میشوند و بانک مرکزی برای آنها برنامهریزی کرده است.
بررسی اثر عقدهای بانکداری اسلامی بر نرخ بیکاری در ایران
نتیجه تحقیق نشان میدهد که در بین عقدهای اسلامی فقط نرخ رشد مانده تسهیلات مبادلهای، اثر منفی بر نرخ بیکاری دارد.
بررسی فقهی حقوقی ماهیت قرارداد استصناع
استصناع یک عقد مستقل بوده که از آنجاکه مبیع در زمان انعقاد قرارداد وجود خارجی ندارد نوعی عقد معلق بشمار می آید.
فرمهای یکنواخت برخی از قراردادهای تسهیلات بانکی
جهت اطلاعرسانی کامل برای عموم فرم قراردادها در پایگاه اطلاعرسانی قرار گیرد.
انواع عقد
هر عقدی اثری دارد، مثلا: اثر عقد بیع، انتقال مالکیت مال از فروشنده به خریدار و انتقال مالکیت انواع عقود بهاء از خریدار به فروشنده میباشد. اگر عقد بیع صحیح باشد یعنی ارکان و شرایط آن کامل باشد انتقال مالکیتها صورت میگیرد. اما اگر به دلیلی یکی از ارکان و یا شرایط آن فراهم نباشد اثر عقد متوقف میشود.
بخش چهارم ـ احکام عمومی عقدها| ۲
فصل دوم ـ تقسیماتی از عقد
مقدمه
عقد به لحاظهای مختلف تقسیمات متفاوتی دارد. ما در این فصل به برخی از آنها که در بحث قراردادهای بانکی و بحثهای آینده در این نوشتار به آنها نیاز داریم اشاره میکنیم.
۱ـ عقد صحیح و عقد غیرصحیح
عقد به اعتبار صحت و عدم صحت دو نوع است:
الف: عقد صحیح، عقدی است که ارکان و شرایط آن (طرفین، موضوع عقد، صیغه) بهطور کامل فراهم شده باشد. چنین عقدی اثر خاص خودش را خواهد داشت.
ب: عقد غیرصحیح، عقدی است که یک یا چند رکن از ارکان آن فراهم نبوده یا خلل و خدشهای در آنها وجود داشته باشد.
به طور مثال؛ یکی از ارکان عقد، بلوغ طرفین عقد است. بنابراین عقدی که یک یا هر دو طرف عقد غیربالغ باشند، صحیح نیست.
نتیجه اینکه هر عقدی اثری دارد، مثلا: اثر عقد بیع، انتقال مالکیت مال از فروشنده به خریدار و انتقال مالکیت بهاء از خریدار به فروشنده انواع عقود میباشد. اگر عقد بیع صحیح باشد یعنی ارکان و شرایط آن کامل باشد انتقال مالکیتها صورت میگیرد. اما اگر به دلیلی یکی از ارکان و یا شرایط آن فراهم نباشد اثر عقد متوقف میشود.
۲ـ عقد اصالتی، عقد وکالتی، و عقد فضولی
عقد اصالتی، عقدی است که در آن طرفین، عقد را از طرف خود و برای خود منعقد میکنند.
عقد وکالتی، عقدی است که در آن یکی از طرفین، عقد را برای کسی انجام دهد که از وی وکالت و نمایندگی دارد.
مثال: فردی به وکیل خود وکالت میدهد که خانهای را برای وی خریداری نماید. این عقد از طرف خریدار، وکالتی میباشد.
عقد فضولی، عقدی است که در آن یکی از طرفین، عقد را به نیابت و از طرف کسی انجام دهد که از وی وکالت یا اجازه، نداشته باشد.
نکته: عقد فضولی به خودی خود باطل نمیباشد، ولی در عین حال عقد صحیح نمیباشد و صحت آن منوط به اجازه فرد میباشد. اگر اجازه داد در این صورت عقد صحیح است و اثر آن جاری میشود اما اگر اجازه ندهد، عقد باطل میشود. به همین جهت این نوع عقد را «عقد متزلزل» نیز میگویند؛ و تزلزل آن به این جهت است که صحت آن متوقف بر اجازه ملک است و الا عقد باطل میشود.[1]
۳ـ عقد مطلق و عقد مشروط
۱. عقد مطلق: عقدی است که بدون هیچ قید و شرطی منعقد شده، اثر آن فوراً ظاهر میشود. مانند اینکه کسی خودروی خود را بدون قید و شرط به دیگری میفروشد.
۲. عقد مشروط: عقدی است که در ضمن آن شرطی یا شرایطی به نفع یکی از طرفین یا هر دوی آنها و یا به نفع شخص ثالث مقرر شود.
شرایط ضمن عقد و محدودیتهای آن
شرطهایی که در ضمن عقد، طرفین ملتزم به آن میشوند، «شرط ضمن عقد» نامیده میشود. شرط، چیزی اضافه بر ارکان عقد است که بهطور طبیعی هنگام انعقاد عقد، طرفین آن شرط را ملتزم میشوند. البته هر شرطی را نمیتوان ضمن عقد مقرر کرد بلکه محدودیتهایی دراینباره وجود دارد که در ذیل بیان میگردد.
۱. شرط باید خلاف مقتضای ذات عقد نباشد.[2]
مقتضای ذات عقد، نتیجه و اثر مستقیمی است که طرفین به قصد حصول آن، عقد را منعقد کردهاند.
برای مثال عقد بیع، تملیک عین (انتقال مالکیت عین از بایع به مشتری) در برابر عوض معلوم است. یعنی به محض وقوع عقد، مشتری، مالک مبیع و بایع، مالک ثمن میشود.
مثلا اگر در عقد بیع شرط شود که مبیع به مالکیت مشتری در نیاید، این شرط، خلاف مقتضای عقد بوده، باطل است و افزون بر آن مبطل عقد هم است.
تبصره: برخی از شرطها افزون براینکه خودشان باطل هستند اگر در ضمن عقدی شرط شوند، عقد را هم باطل میکنند، اما برخی از شرطهای باطل، فقط خودشان باطل هستند و خللی بر اصل عقد وارد نمیسازند. بحث انواع شرط در کتابهای مفصل فقهی و حقوقی بیان شده است.[3]
۲. شرط باید غیرمقدور نباشد[4]
هرگاه عمل به مفاد شرط ضمن عقد، برای مشروطعلیه ـ هر چند با واسطه ـ مقدور شرعی یا عقلی نباشد شرط باطل است.
مثال؛ خانهات را اجاره میکنم به شرط اینکه تا فردا تمامی ستونهای آن را برداری.
۳. شرط باید منفعت عقلایی داشته باشد
مثال؛ خانهام را به شما میفروشم به شرط اینکه که به مدت یک سال، هر روز یک سطل آب از چاه بکشید و دوباره در چاه خالی کنید، این شرط باطل است.
۴. شرط باید مخالف با کتاب خدا و سنت نباشد[5]
مثال؛ شرط شُرب خمر، شرط قتل انسان محترم، شرط ربا در ضمن عقد قرض، شرط اینکه شخص غیروارث، وارث شود که همه این شرطها به خاطر خلاف کتاب و سنت بودن، باطل میباشند.
۵. شرط باید مجهول نباشد
مثال؛ کسی خانهاش را بفروشد به شرط اینکه مشتری علاوه بر پرداخت ثمن یک کاری که معلوم هم نیست برای او انجام بدهد.
۴ـ عقد لازم و عقد جایز
الف: عقد لازم، عقدی است که بعد از انعقاد قرارداد طرفین حق فسخ آن را ندارند و باید ملتزم به مفاد قرارداد باشند.
ب: عقد جایز، عقدی است که بعد از انعقاد قرارداد، طرفین حق دارند که آن را فسخ نمایند. یعنی طرفین مجاز به فسخ آن هستند.
تشخیص اینکه چه عقدهایی لازم و چه عقدهایی جایز هستند فرمول خاصی ندارد. عقدهای لازم و جایز در قراردادهای بانکی به ترتیب عبارت است از:
عقود لازم: بیع[6] (بیع نقدی، بیع اقساطی، بیع سلف، خرید دین)، اجاره[7]، اجاره به شرط تملیک، قرض[8]، مزارعه، مساقات و.
عقود جایز: شرکت[9] (مشارکت مدنی و مشارکت حقوقی)، جعاله[10]، وکالت[11]، عاریه[12]، مضاربه[13] و. .
خودآزمایی
1- اثر عقد بیع چیست؟
2- عقد اصالتی، عقد وکالتی، و عقد فضولی را تعریف کنید.
3- انواع عقود محدودیتهای شروط ضمن عقد را نام ببرید.
پینوشتها
[1]. استفتاءات امام خمینی(ره)، ج۲، ص: ۷۹؛ ترجمه تحریر الوسیله ج۱، ص: ۷۰۰.
[2]. کتاب منهاج الصالحین، ج۲ ص۴۲.
[3]. فرهنگ اصطلاحات فقهی حقوقی معاملات؛ قانون مدنی ایران، مادههای ۲۳۲ـ۲۴۶.
[4]. کتاب منهاج الصالحین، ج۲ ص۴۲.
[5]. همان.
[6]. ترجمه تحریرالوسیله، ج۱، ص ۵۷۵.
[7]. همان، ص۶۵۱.
[8]. همان، ص۷۴۰.
[9]. همان، ص۷۱۰.
[10]. همان، ص۶۶۹.
[11]. همان، ج۲، ص ۴۹.
[12]. همان، ج۱، ص ۶۷۳.
[13]. همان، ص ۶۹۲.